تبریک نوروز 1395
- ۰ نظر
- ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۰۳
- ۳۱۶ نمایش
آقای زمانی از خیرین مدرسه ساز ، مدرسه ی نمونه ی زمانی را فراموش نکرده اند به همین جهت گاه گاهی به مدرسه سر می زنند .
یکی از این موارد در اواخر اسفندماه 94 بود ، که ایشان ضمن حضور در مدرسه ، در مراسم تقدیر از دانش آموزان برتر مدرسه نیز ، نقش فعالی را ایفا نمودند .
با تشکر از صعه ی صدر ایشان ، عکس های زیر بعنوان یادگاری ثبت شده اند :
در تاریخ یک شنبه 16 اسفند ماه 1394 به اتفاق آقای معظمی و حدود نود نفر از دانش آموزان که عده ی زیادی از اونا نهمی و تعدادی هم هفتمی و هشتمی بودن به وسیله ی دو دستگاه اتوبوس عازم پارک سنگی جمشیدیه شدیم .
هر چند برای رسیدن به اون جا حدود یک و نیم ساعت توی راه بودیم اما هوای آفتابی و دلچسب اسفند ماه و مناظر زمستونی ارزشش رو داشت . بچه ها حسابی صخره نوردی و توپ بازی کردن برای ناهار هم عده ای ساندویچ خونگی داشتن عده ای بساط منقل و جوجه بر پا کردن . خلاصه اردوی خوبی بود . عکس هایی از این اردو را مشاهده می کنید :
سلام آقای سامانی خوشحال شدم وبلاک شما را اتفاقی پیدا کردم.آن روزها شما دبیر علوم تجربی ما بودید و آقای حبیبی مدیر و آقای طالب نژاد ناظم و آقای فدایی دبیر درس عقیدتی بود.تا سال سوم اونجا بودم که بعد از اون به دبیرستان تیزهوشان شهید رجایی اسلام شهر قبول شدم و رفتم.یادش بخیر.دستتان را می بوسم.فرهاد قره خانی
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
سلام جناب قره خانی عزیز
از این که در دبیرستان خوبی ادامه ی تحصیل دادین خوشحال شدم اما دوست داشتم بدونم در حال حاضر در چه وضعیت شغلی قرار دارید ...
اگر ایمیل خودتونو هم ارسال می کردین برای ارتباط دوستان در همینجا ذکر می کردم ...
موفق و موید باشید . /سامانی
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
ممنون که عکسارو گذاشتید . ☺☺ اردوی خوبی بود ... خیلی خوش گذشت
کاش شما هم به بازی ها میامدید.بیشتر خوش میگذشت.
╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝
البته نمی دونم چرا شما در هیچکدوم از عکسها نیستی!
اردوی خوبی بود . وقتی شما به بازی ها رفتین توی لوازمتون کنار پارک پر از گوشت مرغ بود هر لحظه ممکن بود گربه ها حمله کنن و اونارو بخورن ! ودیگه این که در لوازم بچه ها دوربین و موبایل هم زیاد بود لازم بود یکی نگهبانی اونارو بده . البته من به سینمای سه بعدی و تونل وحشت اومدم از سرسره ی پرنده هم که ترسیدم و بالا نرفتم !...
╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝╝













در تاریخ دوشنبه 19 بهمن 1394 به همراه آقایان معظمی و رامشینی ، دانش آموزان پایه ی هفتم را به اردو بردیم .
اردوی خوبی بود بچه ها گروه گروه شده و هر گروه با تجهیزات کامل مثل زیرانداز ، جوجه کباب های آماده برای به سیخ کشیدن ، منقل و زغال و سیخ کباب و بعضی هاشون بلو ی آماده و نوشابه و میوه و...
وقتی به دریاچه رسیدیم بچه ها از تونل وحشت دیدن کردند که خیلی هیجان انگیز بود سپس به سینمای شش بعدی رفتن بعدش هم ماشین های کوبنده و سرسره ی پرنده رو تجربه کردن خلاصه اردوی خوبی بود .
برای ناهار همه ی گروه ها در تکاپوی روشن کردن منقل هاشون بودن بالاخره با هر مکافاتی بود جوجه ها رو کباب کردن اما همین که برای خوردن آماده می شدن هوایی که یه ساعت قبل آفتابی و قشنگ بود ناگهان تبدیل به هوایی نامهربان شد !!!
بارش باران و تگرگ و برف و باد !!! خلاصه در عرض چند دقیقه تمام بساط بچه ها با این که زیر آلاچیق ها بودن خیس آب شد و سرما هم بیداد می کرد !!!
از اول بهمن تا امروز هوا همیشه آفتابی بود نمی دونم چه حکمتی بود که همین امروز که این اردو برگزار شد هوا باید این طور دچار انقلاب می شد !!!
در آخر که همه ی بساط هارو هول هول جمع کردیم تنها جایی که گرم بود و تا زمان رسیدن دوتا اتوبوس باید صبر می کردیم سالن دستشویی بود که همه ی بچه ها در اونجا جمع شده ورجه وورجه می کردن تا گرم بشن !!! عکس بالایی مربوط به همین بخشه !!!
روز دوشنبه 5 دی ماه 94 آقای محسن درزی به منظور دیدار به مدرسه اومدند . لازم به تذکر هست که ایشان از حدود سال 1379 تا سال 1391 یکی از معاونان فعال مدرسه بودند و آقای معظمی نیز از همین سال تحصیلی 1394 عهده دار معاونت در مدرسه شده است . دیدن تصویر این دو معاون در کنار هم خالی از لطف نیست !
ودر عکس پایین من به اتفاق آقا محسن درزی و همچنین آقای گودرزی راننده ی زحمتکش و فعال مدرسه حضور داریم .