- ۰ نظر
- ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۱
- ۵۰۳ نمایش
به نام خدا
داستان عشق ما و امام حسین (ع)، ما و امام رضا (ع) داستان امروز و دیروز نیست...۵سال شد که از فیض شبهای محرم محروم مانده ام...
توی این چند روز که دوباره محرم شروع شده، دارم زندگیم رو مرور میکنم... کجا این علاقه و این عشق شکل گرفت...
من دوران ابتدایی رو تو مدرسه تشیع منطقهٔ ۱۹ گذروندم خدا همه رفتگان رو بیامرزه مادرم با این که ما ساکن منطقهٔ ۱۶ بودیم بخاطر اینکه با بچههای محل تو یک مدرسه نباشم من رو تو این مدرسه ثبت نام کرد... از دوران ابتدایی یک خاطره تو ذهنم مونده معلم سال اول ابتدایی به مادرم گفته بود این بچه حافظش خوب نیست و سخت بتونه درس بخونه... البته نشونشم این بود که دیکتههای اول ابتدایی که بیشتر از ۱۲هم نشد ... جلوتر که رفتیم یک چیز مشخص شد حافظه ای که ریاضی رو یکم می فهمید ولی توانایی در حفظ کردن نداشت
پدرم دوستی داشت که پسر ایشون با من هم سنّ بود سال پنجم ابتدایی، یک روز پدرم زنگ زد خونه و جویا شد که من تو آزمونی شرکت کردم به نام آزمون مدارس نمونه ... منم که خودم یادم نبود یاد یکی ۲ تا آزمونی افتادم که چند تا جمعه از ما گرفته بودن بالاجبار... ماجرا از اون جا شکل گرفته بود که دوست پدر ما، برای دیدن نتایج قبولی پسرش رفته بود و پدر منم که همراهش بوده ... به این ترتیب پسر دوست پدرم قبول نشده بود اما من پذیرفته شده بودم و این آغاز ورود من به مدرسه ابن سینا بود...
روز اول که واسه ثبت نام رفته بودم یادمه به پدرم گفتم اینجا مدرسه است... چون واقعا با تعریف من از مدرسه متفاوت بود... خاطرت زیادی تو ذهنم نیست جز مشهدایی که مارو میبردن نیمه شب حرم و خیلی از دوستان وسط دعا خوابشون میبرد اما همین مشهد رفتنها بهم خیلی چیزا یاد داد و درکم بیشتر شد (البته فکر کنم)
من تو خانواده مذهبی بدنیا آمده بودم اما شاکله شخصیتی من بیشتر تو مدرسه ابن سینا شکل گرفت... یادمه هیئت روزهای اول شکل مناسبی نداشت مثلا یک قسمت داشت که موش توش جولان میداد ... از پدرم خواستم بیاد کف اونجا رو موزائیک کنه ... پدرمم اومد... من بزرگواری رو از آقای ترابی یاد گرفتم که با تمام بزرگی مثل یک شاگرد کنار پدر من کار کرد کیسه جا بجا میکرد یا میثم شکوری و خیلی عزیزان دیگر که همینطور بودن و تو اون برنامه کمک کردن...بزرگواری رو از آقای منتظری یاد گرفتم که اومد و آشپزخونه کنونی هیئت رو کاشی کرد بدون چشم داشتی ...
اینا که یادم میاد میفهمم علاقم به امام حسین (ع) و امام رضا (ع) بخاطر این بود که دیدم یک سری آدم هایی که اخلاقیات رو در زندگیشون در پیش گرفتن به این عزیزان علاقه دارند آقای طالب نژاد، آقای درزی، آقا منصور عزیز، آقای حبیبی همه این بزرگواران به من لطف کردن و بهم یاد دادن که اخلاق و درستی باری رو تو زندگی ایجاد میکنه که به مقصد میرسه ... این آدمها ظاهر و باطن زندگیشون یکی بود ریا نبود
تو این روزها دعامون کنید خیلی زیاد
مصطفی طهماسبی - tahmaseb12@gmail.com ( بر گرفته از فارغ التحصیلان ابن سینا)
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
آقا مصطفی خیلی باحالی ....
دانش آموزان ششم ابتدایی این روزا وقتی می خوان وارد مدرسه نمونه بشن چندین جلسه ی آموزشی براشون می زارن ، سی چهل تومن ثبت نام اینترنتی می کنن ، کارت ورود به جلسه می گیرن و بعد از یه پروسه ی دو سه ماهه یه روز چمعه همراه مامان و باباشون می آن مدرسه در آزمون ورودی مدارس نمونه شرکت می کنن تا بالاخره چندین روز بعد از نتیجه آگاه بشن ... اما شما اصلا متوجه نشدی کی آزمون ورودی دادی و کی قبول شدی و.... خیلی جالبه ... می دونی قدیما همه چیز اینطوری بود امروزه همه چیز کلاسیک و اینترنتی و استرس و اضظراب شده !!!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
عکس بالا مربوط به سال 1372 در حیاط مدرسه قدیمی نمونه می باشد . زمانی که نه از موبایل خبری بود و نه از کامپیوتر و...
از راست به چپ : آقایان : حضرتی - حسینی - میرزایی - خیرخواه - سامانی - حاجی خانی - طلعتبخش - درزی اسلام - شاهمحمدی - رسول شکری - عبدالله زاده
@@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@ @@@@
اما عکس پایین مربوط به سال 1395 می باشد سمت چپ : آقایان: توسلیان - سامانی - رحیم زاده - کوهستانی - مصدری - عابدینی - آقامحمدی - آفاقی - استاد کشوری - رامشینی - مرتضی شکری - علیزاده و محسنی
اعلام شد که روز 11 آبان ماه به عنوان گرامی داشت روز آزمایشگاه انتخاب شده و قراربود در محل آداره منطقه 19 مراسمی برگزار بشه
به همین جهت ما هم دانش آموزان مصدری ، حبشی ، رحمانی ، مبتکر ، روحبخش ، ملکی و خیرخواهان رو انتخاب کردیم که در روز موعود به همراه مدیریت محترم مدرسه جناب توسلیان ، در مراسم شرکت کردند . عکسها مربوط به این مراسم است :
البته بچه ها چندتا آزمایش هم انجام دادن :
در پایان ریاست محترم منطقه ، دکتر کوهستانی ، شخصا از اونا تقدیر به عمل آوردند :
روز دوشنبه سوم آبان 95 قرار بود انتخابات دانش آموزی انجام بشه . از ده دوازده روز پیش از طرف مدرسه اطلاع داده بودن که این مراسم با حضور مقاماتی خواهد بود به همین جهت کادر اداری مدرسه و دانش آموزان هفته ی گذشته ایام پر کاری رو گذروندن تا این مراسم با شکوه هرجه بیشتر برگزار بشه .
بالاخره مقامات تشریف فرما شدن . آقای علیرضا کمرئی (مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران ) آقای حمیدرضا کفاش (معاونت فرهنگی و آموزشی وزارتخانه) آقای ناصر کوهستانی (مدیریت آموزش و پرورش منطقه 19 ) آقای زاهد نجفی خودمون (معاونت آموزشی منطقه ) و چندین نفر دیگه ...
از راست : آقای علیرضا کمرئی (مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران) - آقای حمیدرضا کفاش (معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش ) - آقای ناصر کوهستانی ( مدیریت منطقه 19)- آقای عباس توسلیان (مدیریت مدرسه نمونه زمانی (ابن سینا)
سپس بازدید 5 دقیقه ای از کارگاه و آزمایشگاه داشتن :
استاد کشوری متصدی کارگاه در حال گزارش به مقامات ...
در آزمایشگاه بچه ها آزمایش سوخت موشک (قانون کنش و واکنش نیوتن) رو براشون انجام دادن که مثل اینکه خوششون اومد!! البته تار بودن عکس هم به علت اکشن بودن آزمایش است چون همه جا خورده بودن !!!
اینم چهره ی دوست داشتنی آقای ترابی (معلم ریاضی سال های دور مدرسه نمونه زمانی) که در مراسم حضور داشت و فعلا مسئول حراست منطقه 19 هست .
خلاصه در ادامه انتخابات دانش آموزی انجام شد . و دبیران مدرسه هم گردهمایی کوچیکی با مدیریت مدرسه داشتن و سپس روال عادی کار مدرسه از سر گرفته شد .
با سلام و درود به شما استاد بزرگوار و معلم دلسوز که به قول آقای شاهمحمدی "" معلم خستگی ناپذیر " که خستگی را خسته کرده اید . من همچنان وبلاگ زیبای شما را مرور میکنم و با آن خاطراتم را زنده کرده و وقتی به وجد می آیم آنها را برای خانواده ام تعریف میکنم . جناب سامانی عزیز دو تا نکته داشتم : 1- عکسی در تاریخ 17 مرداد 95 از طرف آقای شاه محمدی زده بودید که فکر کنم تاریخ ذکر شده غلط است . عکس باید مربوط به آن سالی باشد که پایه اول دبیرستان نمونه افتتاح شد و آن سال آقای زارعی عزیز معلم طرح کاد و درس الکترونیک و کامپیوتر ما بودند و دوستان حاضر در عکس همگی هم شاگردی های من هستند مثل : جناب دکتر رجبی ، جناب سرخیل و دیگران . شاید مربوط به سال 1370 باشد.
سلام استاد سامانی عزیز بنده سعید نظری از دانش آموزان سالهای 74 الی 76 شما هستم. قطعا خاطرات اون سه سال شاگردی شما جزو بهترین لحظات زندگی من بوده و همواره به نیکی از شما یاد می کنیم. انشاالله همواره در پناه حق با سلامتی و عزت زندگی کنید و مطمئن باشید دعای خیر هزاران شاگردی که با صبوری و متانت خاص خودتان تربیت کردید همواره همراه شما خواهد بود. بسیار مشتاق ملاقات مجدد شما هستم. انشاالله امسال حتما به منظور زیارت شما به مدرسه ابن سینا سر میزنم. در ضمن خواهشی از شما دارم: اگر شماره یا نشانه ای(حتی ایمیل) از آقای حبیبی در اختیار دارید لطفا برای بنده ارسال کنید. ممنون- ارادتمند همیشگی شما-سعید نظری saeed.nazary@gmail.com
▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐
چناب آقای سعید نظری
از ارتباط شما با وبلاگ خودتون خوشحال شدم . دوست داشتم از موقعییت کنونی شما هم با خبر می شدم .
نسبت به اینجانب خیلی لطف دارین .
جناب نظری ، متاسفانه از آقای حبیبی نه ایمیل و نه شماره ای دارم ! اگر دسترسی به ایشان پیدا کردم حتما خبرتون می کنم .
با صمیمییت/سامانی
▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐▐
روز شنبه 18 مهرماه هیئت دانش آموزی دبیرستان نمونه زمانی مانند سایر مدارس ، زمزمه کنان راهی مکتب العباس در خیابون ورزش شدن بیشتر کارهای هیئت توسط دانش آموزا انجام می شد:
در مکتب العباس(ع) با پیوستن دانش آموزان سایر مدارس عزاداری ادامه یافت .
سپس در بازگشت به مدرسه ، نماز جماعت باشکوهی به امامت آقای زاهد نجفی ، برگزار شد .
وبالاخره در پایان ، کلیه ی دانش آموزان و همکاران با دستپخت قیمه پلوی آقای آفاقی ، اطعام شدند . قبول درگاه حق .